ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

254

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و سه قلعه از قلاع خويش را تا تسليم اربل بگروگان به قرواش سپرد ، و از زندان بيرون آمد . ابى الحسن حميدى را برادرى بود كه بر قلاع وى چيره شده بود ، پس نخست به كار برادر خويش پرداخت و آنها را از وى بگرفت ، و نزد قرواش و زعيم - الدوله برادرش بازگشت ، ايشان بوى اعتماد كردند و خانواده‌اش كه در گروگان آنان بود آزاد كردند . سپس ابى الحسن حميدى با ابا على صاحب اربل مكاتبه كرد دربارهء تسليم اربل وى خواستهء او را پذيرفت و بموصل آمد كه اربل را به برادرش ابى الحسن تسليم نمايد . حميدى به قرواش گفت : من به عهده خود وفا كردم قلاع مرا به من تسليم كنيد قلاع او را تسليم او نمودند ، پس از آن او و ابو الحسن و ابو على هذبانى رو بموصل نهادند كه آنجا را تسليم ابى الحسن كنند ، در بين راه بنا را به غدر و خيانت گذاشتند و خيانت روا داشتند ، حميدى احساس شر از جانب هذبانى كرد ، و خود را شخصا عقب كشيد و ياران خود را با آنها روانه داشت كه اربل را تسليم كنند ، ياران حميدى را هم دستگير نموده و دنبال حميدى رفتند كه او را هم بگيرند و او بموصل گريخت و در آن هنگام اختلاف و وحشت ميان كردها از يك سو و قرواش و برادرش از سوى ديگر بروز كرد . و قطع رابطه كردند و هر طرف براى طرف ديگر شرى در نهان داشت . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال ملك رحيم از بغداد به خوزستان رفت . سپاهى كه در آنجا بود از او ديدار و اطاعتش كردند ، از جمله كسانى كه در آنجا بودند يكى هم گرشاسب - بن علاء الدوله حكمران همدان و كنگاور بود كه پس از آنكه ينال بر متصرفات او مستولى گرديد به پادشاه ابو كاليجار پيوست چون ابو كاليجار درگذشت ملك عزيز ابن ملك جلال الدوله به طمع تصرف بصره به آنجا رفت ، سپاهى كه در بصره بود با وى روبرو شده جنگيدند و او را منهزم نمودند و از آنجا برگشت . پيش از آن